سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

134

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

باشد تخطّى از دست راست به چپ نيز نبايد جايز باشد در حالى كه جواز آن امر مفروغ عنه بوده لاجرم از دست به پا نيز ميتوان تخطّى نمود . بعضى ديگر از فقهاء فرموده‌اند : در فرض مزبور جانى مكلّف است ديه بپردازد زيرا وقتى دست نفر سوّم را قطع كرده كه دو دستش را بابت قصاص براى جنايت اوّل و دوّم مىبرند و بدين ترتيب مماثلت بين عضو مورد جنايت و قصاص مفقود است و چون از آيه شريفه [ انّ النّفس بالنّفس الخ ] اعتبار مماثلت و رعايتش به خوبى استفاده مىشود لاجرم در مورد فقدان آن قصاص به ديه مبدّل مىگردد . شارح ( ره ) مىفرماين : خبر مذكور يعنى صحيحه سجستانى در مورد بحث فقد مماثلت را دفع كرده و مدلولش آن است كه يا با دست از نظر شرع انور مماثل محسوب مىشود اگرچه بحسب لغت و عرف اين مماثلت منتفى است . بلى ، آنچه مورد صحبت و كلام است اينكه آيا خبر مذكور صحيح بوده بطورى كه بتوان به آن اعتماد نمود يا چنين نيست ؟ اصحاب آن را صحيح دانسته‌اند با اينكه بر وثاقت حبيب تنصيص و تصريحى ننموده‌اند از اينرو ممكنست بتوان گفت : مقصود ايشان از صحت خبر آن است كه ساير رجال خبر غير از حبيب صحيح مىباشند چه آنكه بسيار در السنه حضرات اين نحو اطلاق و استعمال وارد شده كه خبرى را به اعتبار صحّت برخى از رجالش موصوف به صحيح مىنمايند . بنابراين چون خبر مزبور صحيح اصطلاحى كه حجّت و دليل مىباشد .